- بازديد امروز: 76
- بازديد ديروز: 10
- بازديد هفته: 151
- بازديد ماه: 284
- بازديد كل: 9033
- تعداد کل صفحات: 1
- صفحه کنونی: 1
- پشتیبان: ایران گلدن
آیا میدانید کسانیکه در زندانهای ایران زندانی هستند ویا قبلا بودند بعد از آزادی دچار فراموشی شدید می شوند حتی کسانیکه جوان هستند مردها بعد از آزادی نسبت به جنس مخالف تمایل کمتری نشان میدهند و قدرت انجام این کار به شدت از دست میدهند دلیل این مشکلات را من نمیدانم اما دوستی دارم که در این مورد از کسانیکه مثل خود او زندانی بودند تحقیق کرده که در اکثریت افراد آزاد شده این مشکلات مشاهده شده است به همین دلیل بنده این موضوع را در شبکه مجازی منتشر کردم تا کسانیکه در این مورد اطلاعاتی دارند نظرشان را بگویند سوال اینجاست که آیا رژیم جمهوری اسلامی به عمد کاری میکند که افراد زندانی دچار این مشکلات شوند؟ یا خیر دلیل دیگری دارد؟ از تمام کسانیکه در این مورد اطلاعاتی دارند خواهشمندم دیگران را نیز مطلع نمایند و اگر راه درمانی برای این مشکلات جسمی و روحی میشناسند مضایقه نکنند .
خلاصه اصل خبر: 1500 تومان جایزه برای شکار هر موش در بندرعباس توسط شورای شهر این شهرستان ! گزارشهای رسیده بعد ازاعلام این خبر حاکیست که از سراسر کشور گروههای جان بر کف بسیجی در راستای فرمان خ.ر (که امسال سال کار مضاعف و همت مضاعف است) فوج فوج به سمت بندر عباس در حرکت هستند تا قبل از اینکه موشهای نگون بخت را به درک واصل کنند این بسیجیها آنها مورد رافت اسلامی (البته اسلام بسیجیها) به شیوه کهریزکیسم قرار دهند تا دیگر پدرشان هم جرات نکند در بندر عباس که هیچ در هیچ جای ایران ظاهر شوند.
جمهوری اسلامی در زمان اعتراضات و حتی قبل ازآن و همین الان در فضای مجازی حکومت کرد کهریزک ساخت، ما را به شکنجه گاه برد و به باد تمسخر گرفت، اما ما چه کردیم؟ برایش کف زدیم ، کمکش کردیم وهنوز هم عده ای ندانسته کمکش میکنند. عده کثیری از ما در زمان اوج اعتراضات مردمی به این معتقد بودیم که اعتراضات باید پی در پی و هفته ای حداقل دوبار انجام شود اما از آنجا که رژیم میخواست برای سرکوب ومتقاعد کردن جامعه جهانی (یعنی آن دسته از کشورهای حامی رژیم) درمورد اینکه در ایران آرامش حکم فرماست و رژیم پایگاه مردمی قوی دارد، نیازبه زمان داشت، ما کمکش کردیم و زمان رادر اختیارش گذاشتیم عده کثیری از نیروهای نظامی همه ارگانها از سپاه گرفته تا نیروی انتظامی و... بودند که میخواستند به مردم بپیوندند همین فاصله های طولانی بین راهپیمائیها به رژیم فرصت داد تا عده زیادی از این عزیزان را شناسایی و دستگیر کند ،عده ای هم بودند وهستند که قلبشان برای مردم میتپد آنها هم جرات نکردند به میدان بیایند و علیرغم میل باطنیشان بارژیم همراه شدند. تمام این اتفاقات از همین فضای مجازی رهبری شد اما به همانصورت که رژیم میخواست ، در همین سایت بالاترین و دنباله تا کسی میگفت هر روز یا حداقل چند روز یک بار به خیابان بیائیم عده ای که منتظر چنین لینکهایی بودند خیلی سریع منفی بارانش میکردند و دلایلی رامطرح میکردند که تو گویی تا به حال چندین بار حکومتی را ساقط کرده اند و تجربه سرشاری دارند. وخواسته یا ناخواسته به رژیم کمک کردند یک سوال: اگر اعتراضات مردمی با فاصله های کم برگزار میشد آیا رژیم میتوانست در 22 بهمن آن عده را از سراسر کشور جمع کند وبه خیابان بیاورد ؟ آیا همین عده اگر اعترضات چند روز یک بار بود حاضر میشدند برای مقداری پول و به قولی چند تا ساندیس به نفع رژیم به خیابان بیایند ؟ بله درست است که باز هم میامدند ولی کمتر از یک پنج . در هر جنگی و درمسیر هر مبارزه ای تبلیغات از اهمیت بسیار ویژه ای برخوردار است ، در این زمینه ما حد اقل در همین فضای مجازی چه کردیم ؟ رژیم تا دلش خواست به ما تهمتهای ناروا زد حتی عده زیادی را با همین تهمتهای ناروا به جوخه های مرگ سپرد ، اگر کسی در اینترنت مطلبی در باره جنایات رژیم بر اساس شنیده هایش مینوشت چون مدرک نداشت باز هم همان عده منتظر ، هر چه میخواستند به او میگفتند و به نفع رژیم مطلب راانکار میکردند حتی سعی نمیکردند در آن زمینه خودشان هم تحقیق کنند شاید حقیقت باشد و اگر هم نباشد چرا ازجنبه تبلیغاتی آن به نفع جنبش استفاده نشود همین چند روز قبل فیلمی دراینترنت از جنایات رژیم دست به دست شد چه مقدار از جنبه تبلیغاتی این فیلم استفاده شد؟ باز هم همان منتظران آمدند و گفتند شاید این یک دروغ محض باشد مواظب باشید و ... فرض کنیم که دروغ باشد چرا ما از آن استفاده نکنیم مگر رژیم این جنایات را نکرده؟ چه مقدار به آبروی آن عزیزانی که آمدند و در شبکه های جهانی در مقابل دوربین آبروی خودرا کف دست گرفتند و از تجاوزات رژیم پرده برداشتند ارزش قائل شدیم ، چند روزقبل مطلبی را از زبان کسی که به راستگوییش اعتقاد دارم شنیدم در مورد اینکه در بعضی دانشگاههای پزشکی برای درس تشریح از اجسادی استفاده میشود که کاملا محل گلوله و یا طناب دار در بدنشان مشهود است این شخص ادامه داد که احتمال دارد این اجساد مربوط به اعتراضات مردمی باشد که ظاهرا مفقود هستند من هم در این مورد از بعضی از دوستان دانشجوی پزشکی سوال کردم آنها تائید کردند که محل تیر خوردن را دربدن اجساد مشاهده کرده اند اما در هنگام استفاده از اجساد پارچه ای راروی صورتشان میاندازند ومانمیتوانیم چهره شخص را ببینیم اما گاهی پیش میآید که استاد از کلاس خارج میشود ما هم از فرصت استفاده کرده پارچه را کنار میزنیم و صورت شخص را میبینیم یک بار جای طنابدار را دور گردن جسد مشاهده کردیم و... من این مطلب را منتشر کردم در سایت بالاترین و میخواستم در دنباله هم منتشر کنم در مطلبی که نوشتم تاکید کردم که از راست یا دروغ بودن خبر مطمئن نیستم بنابراین ازدانشجویان پزشکی تقاضا کردم تحقیق کنند . همان منتظران بلایی سر لینکم آوردند که از انتشار آن در سایت دنباله و... پشیمان شدم معلوم نیست اینها چه کسانی هستند ظاهرا که میگویند مخالف رژیم هستند امیدوارم چنین باشد و واقعا از روی روحیه حقیقت طلبشان دست به چنین اقداماتی میزنند وگرنه اگر غیر از این باشد باید به وضعیت بالاترین گریست. میخواهم به این اشخاص بگویم اگر واقعا مخالف رژیم هستید این روشی که برای مبارزه انتخاب کرده اید ره به ترکستان هم نمیبرد . در پایان مطلبم اضافه میکنم من مخالف برپایی راهپیمایی در مناسبتهای خود رژیم نبودم امابه شرط آنکه رژیم در چنین روزهایی مردم را سرکوب ،دستگیر وزندانی نمیکرد این مناسبتها از آن جهت در آن ابتدا انتخاب شد که مردم در هنگام راهپیمایی ازامنیت جانی برخوردار باشند وقتی که دیدیم رژیم حتی در روز عاشورا هم به مردم رحم نکرد و وقیحانه ترین تهمتهای ناروا و جنایات زیادی علیه مردم روا داشت چرا باز هم به این روش ادامه دادیم آیا غیر از این بود که رژیم با حکومت در اینترنت مردم را به سمتی که خواست خودش بود هدایت کرد؟ تا در 22 بهمن ضربه کاری را به جنبش حداقل در داخل کشور و به زعم خودش وارد نماید؟ آنهایی که این حرف را قبول ندارند یا خواب هستند و یا اینکه شهامت اینرا ندارند که اعتراف کنند اشتباه کردند و هنوز هم بر نظریات گذشته خود پافشاری میکنند حتی اگر به این قیمت تمام شود که رژیم 30 سال دیگر حکومت کند واقعا شرم آور است کمی از آن شهدایی که چند روز قبل سایت جرس محل دفنشان را افشا کرد خجالت بکشید آن بیچاره ها به حرف شما اعتماد کردند و حالا در گوشه تنهایی ودرزیر خروارها خاک به این فکر میکنند که آیا کسی زجه های ما را شنید آیا کسی مانده که راه ناتمام ما رابه سر منزل مقصود برساند و آیا کسی ... شرم کنیداز خون پاک این عزیزان شرم کنید از اشکهای مادران عزادار ایران زمین شرم کنید یک لحظه پیش خود فکر کنید فرزندتان نیست و در کنار آنهاست آیا تاب و تحمل تصورش را دارید ؟ من یک پدر هستم و میدانم که تصورش هم غیر قابل تحمل است . بیایید اگر واقعا میخواهید این رژیم ساقط شود ، با مردم صادقانه حرف بزنید بگویید که اشتباه کردید اعتراف کنید که در انتخاب روش مبارزه به خطا رفته اید که تنها راه متحد کردن دوباره مردم وبه خیابان کشیدنشان مانند روز قدس صداقت است . والسلام
دانشجویان پزشکی سبز اندیش، هوشیار باشید و ببینید جنازه چه کسی را برایتان تشریح میکنند شنیده های شخصی من از منابع مردمی حکایت از آن دارد که رژیم ددمنش جمهوری اسلامی آن عده از کسانی را که در اعتراضات بعد ازانتخابات از نظر خانواده هایشان مفقود هستند وبه شهادت رسیده اند جنازه هایشان را به دانشگاههای سراسر کشور فرستاده اند تا در کلاس درس تشریح مورد استفاده قرار گیرند لذا شما دانشجویان عزیز میتوانید با تهیه عکس از جنازه ها و انتشار در اینترنت در صورت حقیقت بودن این ماجرا خانواده های داغدار زیادی را از سر درگمی برهانید وبدانید که این یک وظیفه ملی و انسانیست همانطور که عرض کردم این اخبار تائید شده نیستند ولی کسی که این خبر را به من داد او را به صداقت و راستگویی میشناسم از طرفی جمهوری اسلامی هم رژیمیست که هر کاری از دستش بر میآید جنایات را که به عبدالمالک ریگی نسبت میدادند در تلویزیون دیدید ؟ تمام این جنایات را در مدت نیم ساعت فقط با یک یا زهرا گفتن انجام میدهند ککشان هم نمیگزد فلذا از فردا چشمانتان را بیشتر باز کنید بد ست هر مدرکی که حنایتکار بودن رژیم را ثابت کند ، خودش یک نوع مبارزه است موفق باشید .
رژیمی که اهمیتی نمیدهد کارگر وکارمندش چه مقدار حقوق میگیرد آیا میگیرد یا نمیگیرد چه زمانی حقوقش پرداخت میشودیا نمیشود و خیلی خوشحال خواهد شد که کارگرو کارمندش خودرابازخرید کند، یا کاری کند که منجر به اخراجش شود، رژیمیست که باعث شده این دو قشرزحمت کش جامعه به جای یک شغل دو یا سه شغل داشته باشند و در نتیجه زمان اندکی را در کنار خانواده هایشان سپری کنند دخترنوجوانشان چون همیشه نیاز به محبت پدر داشته وهیچگاه نتوانسته آنطور که باید آنرا بدست آورد در ابتدای سنین نوجوانی برای خود دوست پسری که خدا میداند چگونه انسانیست خوب است یا بد برگزیده است درهر صورت چه بد باشد وچه خوب دختری در این سن وسال قادر به تشخیص آن نیست ، پسر جوان همین کارمند وآن کارگر مالامال ازانرژی جوانیست اما هیچکس به او این اجازه را نمیدهد تا انرژیش را تخلیه کند هیچ مکانی برای او در نظر گرفته نشده تا او ساعاتی ازدوران جوانیش رادر آنجا سپری کند واسب سرکش درونش را رام کند هر چندوقت یک بار به بهانه های گوناگون مانند نوع پوشش و مدل مو یا زمانیکه با دوست دخترش قرار ملاقات دارد دستگیر میشود واگر شانس بیاورد سر از کهریزک در نیاورد کلی به شخصیتش توهین میشود ،همین جوان کم کم به تفریحاتی رو می آورد که درخفا انجام میشود (مانند مصرف مشروبات الکلی و مصرف انواع مواد مخدر) البته واضح است که جوانان به دلیل اینکه مواد مخدر در ابتدای مصرف آن اثری از خود مانند بوی دهان (بعد از خوردن مشروب تا مدت زیادی بوی الکل از دهان شخص مصرف کننده به مشام میرسد) بر روی شخص باقی نمیگذارد به سمت آن کشیده میشوند و کم کم جوان نگونبخت به این مواد عادت میکند و میشود یک معتاد تمام عیار که روزها از خانه خارج میشود و شب هنگام زمانیکه پاسی از شب گذشته باشد به منزل بازمیگردد چون درآمدی ندارد به سراغ جیب پدر و کیف پول مادر میرود اما هنوز کمی انسانیت داردتا همه پول را برندارد مقداری را برای آنها باقی میگذارد و بقیه را بر میدارد پدر و مادر میدانند که کار اوست امابه رویش نمیآورند از ترس اینکه مبادا برود ودیگر بازنگردد و این است هدیه جمهوری اسلامی به پاس زحمتی که کشیده اند و فرزندی را با هزار زحمت ومکافات بزرگ کردند تا در پیری عصای دستشان باشد اما ... حتی پزشکان هم که میگویند از وضعیت مالی بهتری بهره میبرند از این قائله مستثنا نیستند امروزه یک پزشک متخصص در اروپا تا جائیکه من شنیده ام حق ندارد روزانه بیش از ده بیمار را معاینه کند، اما در ایران همین پزشک متخصص از صبح کله سحر از منزل خارج میشود اگر خوش شانس باشد میتواند برای نهار به منزل بیاید ومجدادا بعد از دو ساعت از منزل خارج شده بین ساعت یازده تا یک شب به منزل مراجعه میکند فکر میکنید در مقایسه با قانون معاینه بیماران دربعضی از کشورهای اروپایی چند برابر بیشتر بیمار معاینه میکند ؟ حدود ده تا دوازده برابر یعنی بین صد تایکصدوبیست نفر ! اگر مقایسه ای بین فرزندان کارگران وپزشکان صورت گیرد نتیجه این میشود که فرزندان پزشکان متخصص و جراح کمتر از محبت والدین خود برخوردار هستند اما از نظر مالی نسبت به فرزندان کارگران وکارمندان دررفاه بیشتری هستند که همین رفاه زیادی بلای جانشان میشود پدر و مادراینگونه فرزندان چون فرصت این را ندارند فرزندانشان را از محبت سیراب کنند سعی میکنند با پرداخت پولهای کلان این کمبود را برای فرزندان خود جبران کنند اینکه یک پزشک چرا بیش از دیگران کار میکند دلیلش این است که جامعه و فامیل چنین شرایطی را برایش رقم زده است همه میگویند او یک پزشک است و باید وضع مالیش بهتر باشد اقوام درمراسم گوناگون بیش از دیگران از او توقع دارند حتی اگر به فروشگاهی برود و فروشنده متوجه پزشک بودن او شود مانند آدمهای طلبکار و گویی که این پزشک دارو ندار او رابالا کشیده باشد تمام اجناسی را که به او میفروشد به چند برابر قیمت حساب میکند و کلی هم منت سرش میگذارد امااین فروشنده یک لحظه به این فکر نمیکند که این شخصی که درحال حاضر پزشک است چه مکافات و بد بختیهایی را متحمل شده تاتوانسته خود را به این مرحله برساند اگر یک سری به دانشگاه بزند و وضعیت دانشجویان پزشکی و دیگر رشته ها را ببیند خواهد دید که 80 درصد دانشجویان از وضعیت مالی خوبی برخوردار نیستند و حتی در بعضی موارد برای خرید مایحتاج تحصیلی خود توانایی ندارند . پدران ومادران در ایران به طور دائم از آینده فرزندان خود وحشت دارند چرا که دراین شرایط حاکم بر جامعه هر آن امکان داردفرزند دلبندشان رابه اعتیاد و خلافهای دیگر بکشاند بسیار دردآور است که کسی در کشور خود آنهم در شرایطی که جنگی وجود ندارد نتواند آینده فرزندان خود را تضمین کند، حتی در افغانستان هم که سی سال است درشرایط جنگی و بی خانمانی بسر میبرد از این جهت شرایطی به مراتب بهتری وجود دارد ، و دلیل آن این است که رژیم ایران برای سر پا بودن نیاز دارد که آندسته از مردم که جزء طرفداران رژیم نیستند و حتی بیطرف هستند جوانانشان به سمت اعتیاد کشیده شوند تا هیچگاه بر علیه دولت اقدامی نکنند چرا که یک فرد معتاداز دستگیر شدن به دلیل نقطه ضعف خود یعنی اعتیاد می هراسد، به همین دلیل در اعتراضاتی که در سال گذشته در تهران و شهرستانها انجام شد بسیاری از جوانان علیرغم مخالفت شدید با حکومت حاکم در اعتراضات شرکت نکردند چون اعتیاد داشتند، البته فقط این جوانان مبتلا به اعتیاد نبودند که شرکت نکردند بلکه بسیاری از پدران و مادران هم هستند که اعتیاد دارند و آنهاهم دراعتراضات از ترس دستگیری شرکت نکردند مسئله معتاد کردن جوانان در ایران در استانهای مرزی که دولت مخالفانی به مراتب بیشتر دارد مانند خوزستان ، بوشهر، هرمزگان، سیستان و بلوچستان ، خراسان و استانهای دیگری چون کرمان، لرستان، اصفهان، ایلام،فارس و... بیشتر به چشم میخورد به طور مثال در بندر عباس چیزی که من با چشم خود دیده ام را نقل میکنم در یکی از خیابانها مرکزی شهر بندرعباس به نام خ کمربندی محدوده ای هست به نام سربالایی کمربندی در کوچه های این محدوده وقتی وارد شوید مردان، زنان و کودکانی را میبینید که هر کدام یک پلاستیک فریزرکه داخل آن مواد مخدر به صورت بسته های کوچک بسته بندی شده دست گرفته اند و به صورت علنی مواد فروشی میکنند دولتی که ادعا دارد اطلاعات بسیار قویی دارد میتواند ادعا کند از این مواد فروشها که عنوان کردم خبر ندارد یا نه خبردارد و سیاست داخلیش ایجاب میکند که جوان جنوبی معتاد باشد؟ کاش لااقل جوانان خونگرم و غیور جنوب فزندان دلیران تنگستان را میگویم چشمانشان را باز میکردند، لااقل هر کدام به نوبه خود یک نفر از جوانان معتاد شهر خود را آگاه میکرد وبه او میفهماند که این دولت است که میخواهد او در دام اعتیاد باشد یکی از همین معتادین برای من تعریف کرد که به شهر قم رفته بود و با چند گرم تریاک (زیر 10 گرم) دستگیر میشود هر چه التماس میکند فایده ندارد و خلاصه اینکه به خاطر همان مقدار تریاک کارش به زندان میکشد و ادامه داد که یک سال ونیم بعد با مقداری هروئین در بندر عباس دستگیر شدم ومرا به پاسگاه برده بازداشت کردند، اگر با همان مقدار هروئین در قم دستگیر میشدم حداقل 20 سال زندان برایم حکم میکردند اما با دادن هشتاد هزار تومان رشوه به مامورمرا سوار ماشین کردند وبردند همانجا که دستگیر کرده بودند آزاد کردند مواد مخدرم را هم به من پس دادند آنهایی که به قوانین حاکم بر کلانتریها آشنا هستند میدانند که از داخل بازداشتگاه آزاد شدن یعنی اینکه رئیس پاسگاه هم در جریان رشوه بوده است، این هم سیاست دولت است که چنین مامورانی را به اینگونه شهرها میفرستند تا در این موارد سخت گیری نکنند . بگذریم از هر گوشه گوشه ایران بوی خیانت به مشام میرسد امابایدازاین خائنین پرسید به چه خیانت میکنید به که خیانت میکنید آیا تا کنون از خودپرسیده اید؟ منظورم خ.ر یا ا.ن نیست که اینان نه تنها ایرانی نیستند که بویی از انسانیت هم در وجودشان نیست منظورم مردم ایرانند آنان که نشسته اند و میگویند یک لقمه نان گیرمون بیاد که بخوریم بقیه اش به ما مربوط نیست به ما چه که دولت چنین کردو چنان کرد اکنون ایران در دست دشمنان ایران است دشمن که حتما نباید از دیوار بیاید تا ما در مقابلش بیایستیم این رژیم مصداق همان ضرب المثل قدیمی مار در آستین پروراندن است لا اقل حالا که فهمیدیم مار است وآنهم یک مار خطرناک که هر روزتعداد بیشتری از فرزندان ایران را با زهر خود از پای درمیآورد نشستن وتماشا کردن جائز نیست وقت آن رسیده که دلیران تنگسنان، شیر مردان وشیر زنان قشقائی وبختیاری،.دلیر مردان و دلیر زنان کرد و بلوچ ، آذریهای سخت کوش وشجاع ، میرزا کوچک خانهای گیلکی و مازنی، پارسیان دلاور و هر کس که ملیتش به نام ایرانی مزین است با هم ویکصدا بپا خیزیم واین دژخیمان و دشمنان ایران وایرانی را از صفحه روزگار محو کنیم پیش از آنکه ایرانمان را...
به نظر شما کودتاچیان بعد از ا.ن اگر عمر حکومتشان قد بدهد چه کسی رااز صندوق رای به عنوان رئیس جمهور بعدی خارج خواهند کرد؟ مدتیست به این فکر میکنم تا اینکه در چند روز گذشته چه در صدا وسیما و چه در دنیای مجازی متوجه تلاشهایی شدم برای معرفی بیشتر وتبلیغ برای یکی از صاحب منصبان فعلی دولت که این شخص کسی نیس جز دبیر شورای امنیت ملی سعید جلیلی که ایشان از دانشگاه امام صادق دکترا دارند (نوع دکترا رو دیگه خودتون حدس بزنید) ودر شبکه مجازی هم نوشته بودند که ایشان یکی از پاهایشان را در جنگ از دست داده اند واکنون یک پا ندارند البته نویسنده نوشته بود که خود سعید خان خوشش نمیاد من اینو بگم ولی وظیفه حکم میکنه که ... خلاصه اینکه تلاشها و اقداماتی در در حال انجام هست که سعید خان بشه رئیس دولت آینده به همین دلیلاز تمام کسانیکه که قصد دارند در دور آینده انتخابات ریاست جمهوری نامزد شوند خواهشمندیم زحمت نکشند چون جناب سعید خان چه رای بیاره چه نیاره از صندوق بیرون خواهد آمد بنابراین سنگین تر هستند که شرکت نکنند. والسلام
همه میدانیم تا زمانیکه ارگانی در حیطه نظارت دولتی باشد امکان دزدی در آن بسیار کم است نه اینکه دزدی نمیشود اما امکان دزدیهای میلیاردی آنهم طوری که کسی متوجه نشود وجود ندارد بنابراین بهترین راه برای کلاه بردارانی که در لباس خدمتگذاران مردم هستند خصوصی سازی ارگانهای پر درآمد است یکی از شرکتهای ایرانی که تولیداتش تا زمانی که دولتی بود، در آسیا رقیب نداشت و با توجه به اینکه قیمت تمام شده محصولاتش 20% گرونتر از نمونه ژاپنی وکره ای برای خریدار در میومد مشتریان تولیدات این شرکت رو ترجیح میدادند به نمونه های ارزانتر ، تولیدات کارخانه کابل سازی شهید قندی یزد بود این کارخانه که قریب به 1000 نفر در اون مشغول کار بودند بعداز گذشت 3 سال از خصوصی سازی امروزه یک پنجم این کارخانه فعال نیست بگذریم از اینکه این کارخانه رو با هزار هکتار زمین به قیمتی فروختند که نصف پول زمینش بیشتر از اون پول بود یعنی اینکه خصوصی سازی میکنند به شرط اینکه خریدار پسر خاله خودشون باشه هم تو مزایده برندش میکنند و هم به پائین ترین قیمت ممکن بهش میفروشن اونم با وام دولتی یعنی طرف که به عنوان خریدار پیش قدم میشه یک قرون پول هم به دولت نمیده مثل همین شرکت شهید قندی که حالا بعد از گذشت 3 سال اگر اشتباه نکنم تازه با وام دولتی دارند قسطهاشو میپردازند مال باباشون که نیست ملت ایران هم نون ندارند که ندارند به اونا چه مگه ضمانت نون شب مردم رو کرده بودند ما هم چه توقع هایی داریم .
اگر شما ایمیلی دریافت کردید که در آن به شما اعلام شده درمثلا مبلغ 250000 دلار آمریکا برنده شده اید و مشخصات کامل خود را به اضافه شماره بلیط و کد دسته و ... (که در ایمیل ارسالی موجود است) به نشانی ایمیل یک وکیل در جاکارتای اندونزی ارسال کنید و در ایمیل از شما خواسته شده در این مورد با کسی سخن نگویید و به صورت یک راز نزد حود نگه دارید و در ایمیل هم به این موضوع اشاره میکند که جایزه دهندگان سلطان برونئی و بیل گیتس و صاحب شرکت مایکروسافت هستند برای تشویق مردم که از اینترنت استفاده کنند مبادا در دامشان بیافتید من نمیدانم چه اهدافی دارند ولی برای بالاترینیهای عزیز و دنباله ای هاو دیگر کسانیکه به صورت ناشناس در اینترنت فعالیت سیاسی میکنند میتواندبسیار خطرناک باشد فلذا آگاه باشید که مبادا در دام این افراد گرفتار شوید ازکجا معلوم شاید هم کار اطلاعات ایران باشد به هر حال بر حسب وظیفه هشدار دادم خود دانید که از قدیم گفته اند خود کرده را تدبیر نیست.
وای بر ما اگر روزی اتحادمان را از دست دهیم وای بر ما اگر یک کلمه حرف بر خلاف عقاید یکدیگر بزنیم چرا که دقیقا این همان خطائیست که رژیم برای آنکه ما مرتکب آن شویم خدا میداند چه مقدار هزینه های سنگین مالی را بر گرده ملت ایران تحمیل کرده ومیکند تا از این شکافها برای ایجاد اختلاف بین ما استفاده کند دوست عزیزی مقایسه ای بین رژیم اسلامی ایران واسرائیل به ظاهر جنایتکار در این مورد که هر کدام چه تعداد ایرانی را کشته اند انجام داده که خیلی جالب است این یکی مدعی مسلمانی و آن یکی بی مدعا اولی از سی سال قبل هزاران ایرانی را به اتهامات واهی به قتل رسانده و آن یکی شاید به تعداد انگشتان دست هم نکشته باشد جالب است از اولی بیزاریم ولی تحت شرایطی تحملش میکنیم دومی را (آن بی مدعا را میگویم ) از شنیدن نامش هم بیزاریم واگر کسی به کشورش سفر کند کافر، مرتد و... خواهد شد . بگذریم . از ابتدا همه ما این را قبول داشتیم که جنبش سبز یک جنبش متکثر است که از تمام عقاید و گروهها در آن عضویت دارند که هیچ مشکلی هم با هم ندارند به نظر شما یک نفر که خود را سبز میداند و افکارش کمونیست یا سکولار است را میتوانیم توقع داشته باشیم که به اسرائیل سفرنکند و اگر سفر کرد دیگر سبز نیست کمی انصاف داشته باشیم و وجدان بیدار ، اگر همین حالا یک دعوت نامه از طرف دولت اسرائیل برای هر یک از ما بیاید که با آن دعوت نامه میتوانیم به مدت مثلا 2 ماه به صورت مجانی در اسرائیل باشیم و بعد از 2 ماه حق انتخاب ماندن در اسرائیل یا رفتن به کشور ثالث و یا بازگشت به ایران را داشته باشیم کدام یک از ما این دعوت نامه را نمیپذیرد ؟ خواهشا با صداقت پاسخ دهید . بعد از پاسخ به این فکر کنید که آیا من یا شما حق داشتیم سفر کاسپین ماکان را محکوم کنیم و انواع حرفهای زشت را نثارش کنیم کاسپین هر چه هست امروز به هر دلیلی مجبور شده جلای وطن کند این را نگویید که در خارج است و عشق و حال میکند چون اصلا چنین چیزی حقیقت ندارد آنهایی که خارج نشین هستند میدانند من چه میگویم منظورم . فقط در یک جمله کوتاه میگویم عشق وحال به تعبیر بعضی ها فقط زمانی میسر است که آدم جیبی پر از اسکناس داشته باشدکه در این صورت فرقی نمیکند در ایران باشد یا خارج نشین ... در هر صورت باید حواسمان جمع باشد مبادا به دشمن فرصت سواستفاده بدهیم مبادا دشمن موفق شود میان ما تفرقه افکنی کند که اگر چنین فرصتی دادیم وای بر ما وای بر ما..
یک پیشنهاد دارم که هم بیخطر است وهم باعث میشود ما یکدیگر را در مکانهای پرجمعیت مانند مترو واتوبوس پیدا کنیم به اینصورت که هر کدام از ما زمانی که در مترو اتوبوس سالنهای انتظار و... حضورداریم میتوانیم بر روی یک تکه کاغذ کوچک یک شعار ازشعارهای جنبش سبز را بنویسیم مثلا: رفراندوم رفراندوم این است شعار مردم * و آن تکه کاغذ را هر جا که ایستاده ایم بندازیم روی زمین . به این ترتیب مثلا اگر در مترو هستیم کف واگن پر میشود از کاغذهایی که روی آن شعار نوشته اند اگر تعداد کاغذها زیاد بود معلوم میشود که اکثریت سبزها هستند پس میشود از فرصت استفاده کرد وچند تایی هم شعار داد اگر این روش بین همه سبزها جا بیافتد میشود آنهایی هم که به اینترنت دسترسی ندارند میتوانند به این شکل با دیگرانی که نمیشناسند ارتباط برقرار کنند حتی میشود روی آن تکه کاغذ شعاری هم نوشته نشود تا کاملا بیخطر باشد یعنی هرنفر فقط یک تکه کاغذ سفید را روی زمین بیاندازد وجود تعداد زیادی کاغذ سفید روی زمین یعنی حضور سبزها و حضور اکثریت سبزها در یک مکان یعنی اینکه میشود شعار داد و...تا نظر شما چی باشد؟
یک درخواست از کشورهایی که رسما حمایتشون رو از جنبش سبز ایران اعلام کردند یکی از مهمترین ا ابزارها برای رسیدن به پیروزی تبلیغات هست که رژیم به نحو خوبی ازش استفاده کرده وباید گفت که در این زمینه تا حد زیادی تونسته افکار عمومی داخل کشور رو(منظور اون دسته از مردم هستند که غیراز تلویزیون ایران رسانه دیگری رو در اختیارندارند و چاره ای ندارند که دروغهای بیشرمانه رژیم رو باور کنند) فلذا جنبش برای ادامه راه نیاز به یک رسانه داره حتی سبزهای ایران حاضر بودند در این زمینه حمایتهای مالی لازم رو انجام بدن اما از اونجا که فرستادن پول برای این مقاصد خطرات زیادی برای اشخاصی که این کارو میکنند داره ،این راه عملی نیست لذا کشورهایی که رسما از جنبش مرم ایران حمایت کردند دست به کار بشن و یک شبکه تلویزیونی که در ایران برروی همه ماهواره ها قابل دریافت باشه،( چون پارازیت فرستادن برروی چندین ماهواره عملا از عهده جمهوری اسلامی خارج هستش) راه اندازی کنند وهزینه های مالی این شبکه رو فعلا بر عهده بگیرند تا سرنگونی رژیم ایران که دور از ذهن نیست ، بعد از پیروزی مردم، دولت منتخبی که بر سر کار خواهد آمد کلیه این هزینه ها رو به اون کشورها باز خواهد گرداند اما در این شبکه برای هیچ گروه و طرز فکر خاصی نباید تبلیغ بشه فقط وفقط برنامه های این کانال تلویزیونی بر روی فعالیتها، زمان تجمعات، بیانیه ها وبرملا ساختن دروغهای رژیم باید متمرکز باشه.بنده این پیشنهاد رو چند روز قبل هم مطرح کردم اما ازاونجایی که مطلب خیلی طولانی بود خیلیها رغبت به خوندن نشون نداده بودند اما اون تعداد اندکی که مطلب رو خونده بودند همگی نظرشون مثبت بود برای همین تصمیم گرفتم به دلیل اهمیت موضوع یک بار دیگه این درخواست رو مطرح کنم از کسانیکه این مطلب رو میخونند خواهش میکنم چون داشتن یک کانال تلویزیونی برای جنبش سبز از نون شب هم واجب تره از دادن نظرات سازنده تون وگذاشتن این مطلب در شبکه های اجتماعی دیگر دریغ نکنید در این مورد باید اکثریت نظر بدن که آیا مطرح کردن چنین درخواستی از کشورهای حامی جنبش صحیح است یانه . موفق وپایدار باشید
به تعدادی جوان ورزیده مجهز به سیمچین جهت قطع کردن سیم بلند گوهای رژیم کودتا در راهپیمایی 22 بهمن نیازمندیم متقاضیان با در دست داشتن یک سیم چین کار درست(لطفا چینی نباشد) خود را به راهپیمایان جنبش سبز معرفی کنند نحوه استخدام به این شکل است که ابتدا هر نفر چند بلندگو را از کار بیاندازد سپس با مشاهده فعالیت شخص در مورد استخدامش تصمیم گیری خواهد شد پارتی بازی هم نداریم.موفق وپیروز باشید
زمزمه هایی شنیده میشود که رژیم در صدد است با استفاده از دور بینهای صدا وسیمای میلی وعده ای به اصطلاح بسیجی(اینکه میگویم به اصطلاح چون بسیجی حافظ جان و مال مردم است نه متجاوز به آن ) که در روز 22 بهمن دستشان برای کتک زدن مردم به دلیل حضور خبرنگاران خارجی بسته است گروههایی را با در دست داشتن پلاکاردهایی که متن آن به نفع رژیم است به میان سبزها بفرستد و در لحظاتی با استفاده از بیسیم این پلاکارها را بالا ببرند و دوربین از صحنه فیلمبرداری کند بنابراین باید مراقب تمام کسانی که وارد جمع سبزها میشوند بود که اگر پارچه نوشته یا پلاکاردی به همراه دارند قبل از اینکه موفق به بالا بردن آن شوند توسط مردم بررسی شود مطمئنن کسانی که با چنین قصدی وارد جمع سبزها میشوند یکی دو نفر نخواهند بود بلکه تعدادشان باید بالای 50 نفر باشد فلذا برای برخورد با چنین دسیسه ای سبزها هم باید پلاکاردها ونوشته هایشان آماده باشد به محض اینکه این افراد پلاکاردشان را بالا بردند سبزها هم فضای اطراف را با بالا بردن پوسترها و نوشته ها آنقدر پر کنند که عملا امکان هر گونه تصویر برداری به نفع رژیم وجود نداشته باشد . دوم اینکه در مکانهایی که خبرنگاران خارجی حضور دارند عده ای که همراه سبزها بوده اند ناگهان شروع کنند به شعار دادن علیه جنبش سبز واینگونه وانمود کنند که همه این افراد ضد جنبش سبز هستند اگر چنین مسئله ای پیش آمد به نظر من باید آنجا سکوت راشکست و شعارها را با صدای بلند ورسا طوریکه صدای آن عده اندک محو شود وعملا امکان هر گونه بهره برداری از حضور سبزها به نفع رژیم شکست بخورد. سوم اینکه رژیم با استفاده از هلیکوپتر فیلمبرداری خواهد کرد که اگر سبزها خود رابا نشانه هاییی مشخص نکنند رژیم از تصویرها به نفع خود بهره برداری خواهد برای برخورد با این مشکل چند راه خوب و کم خطر پیشنهاد میکنم خانمها و آقایان میتوانند تکه پارچه هایی با رنگ سبز روشن (دقت شود حتما سبز روشن تا از بالا تیره دیده نشود) به اندازه حد اقل هفتاد سانت در یک متر همراه با سنجاق قفلی با خود داشته باشند تا وقتی به مکان راهپیمایی رسیدند این پارچه ها را که همراه دارند با استفاده از سنجاق قفلی به هم متصل کنند که نتیجه آن یک نوار بسیار طولانی سبز رنگ خواهد شد در این صورت هیچ هلیکوپتری نمیتواند فیلمی به نفع رژیم از جمعیت شکار کند متصل کردن پارچه های سبز لازم نیست که حتما به صورت مستقیم باشد بلکه بهتر است مانند درخت تنومندی شاخه هایی هم داشته باشد این پارچه را به صورت باز روی سرمان بگیریم مانند تکه پارچه ای که روی زمین پهن باشد (ضمنا میتوانیم بر روی این پارچه ها شعارهایی هم بنویسیم بارنگ سفید شیری یا زرد تند که در رنگ سبز کاملا خوانده شود شعارها را سعی کنیم که خیلی تند نباشد چون برنامه یک راهپیمایی آرام است از شعارهایی مانند رایم را دزدیدند ، رای من کجاست،در قسمت آقایان: من یک سهراب هستم در قسمت خانمها : من یک ندا هستم و....استفاده کنیم) در این زمینه خامها کمک زیادی میتوانند بکنند به این صورت که خودشان از روسری سبز رنگ استفاده کنند و پارچه های سبزی را که گفتم در زیر چادر خود برای آوردن به راهپیمایی پنهان کنند یک کار دیگر هم میتوانند انجام دهند وآن اینکه چادرهایی تهیه کنند که دو رو داشته باشد یک روی آن مشکی و طرف داخل آن سبز باشد که وقتی به مکان راهپیمایی رسیدند آنرا پشت ورو کنند.در پایان به عرض تمام همسنگران عزیز میرسانم آنچه گفته شد بخشی از نگرانی این حقیر از بابت رژیم حیله گر به اصطلاح اسلامیست به هیچ وجه به خودم این اجازه را نمیدهم که به کسی دستور کاری را بدهم آنچه گفتم فقط نظرات وپیشنهادات حقیر بود و اگر شما هم پیشنهاداتی دارید که به نفع جنبش باشد بگویید که فردا دیر خواهد بود به امید پیروزی و سر افرازی ملت شریف ایران .
در22 بهمن به دلیل حضور خبرنگاران وفیلمبرداران خارجی مطمئن باشید کودتاچیان هیچ غلطی نمیتوانند بکنند بنابراین با خیال راحت وآسوده به خیابانها بیایید و در راهپیمایی ضد رژیم شرکت کنید مطمئن باشید با سلامتی کامل به منزل بازخواهید گشت اگر هم میترسید شناسایی شوید میتوانید صورتتان را بپوشانید این موضوع را به هر کسی که میشناسید بگویید چون مطمئنم در حضور بیشتر مردم تاثیر خواهد داشت به امید پیروزی حق بر باطل وعده ما راهپیمایی 22/11/88 .
دیروز 20 دی ماه بعد از ظهر خیابانهای اطراف زندان مملو از انواع و اقسام پلیسهایی بود که بعضی از آنها را با آن لباسهای خاصشان من تا حالا ند یده بودم در خود خیابانها هیچ خبری نبود که حضور پلیس را موجه جلوه دهد ، لذا تنها چیزی که به فکرم رسید احتمال شورش داخل زندان بود چون یک بار در سال 1376 هم درزندان یزد شورش شد و آنروز هم خیابانهای اطراف زندان مملو از پلیس شده بود در آنزمان که دقیقا لحظه تحویل سال 76 به77 این اتفاق افتاد زندانیها به خیال اینکه لحظه تحویل سال مامورین اکثرا به منازل خود میروند دست به شورش زدند که با تیر اندازی مستقیم رئیس زندان که شخصی بود به نام (علمدار) روبرو شدند در آن حادثه یک نفر که به دلیل یک صد هزار تومان جریمه در زندان بود وجرمش هم درگیری خانوادگی بود و هیچ ارتباطی با شورش هم نداشت چون چند روز بعد آزاد میشد کشته شد که اگر همت یکی از افسر نگهبانها به نام آقای کفاش نبود شاید بیش از 20 نفر کشته میشدند چون در زمان تیر اندازی مدیر کل زندانهای یزد به سمت زندانیان همین آقای کفاش با وی درگیر شد وبا دست به زیر اسلحه میزد ومیگفت افسر نگهبان من هستم و من آرامشان میکنم هر ضربه ای که توسط کفاش به زیر اسلحه میخورد باعث میشد تیرها به سقف و درو دیوار کلیدر برخورد کند به همین دلیل فقط یک نفر کشته وتعدادی زخمی حاصل شورش سال 76 بود. اما دیروز چه شده بود که چهارراه فضای سبز که نزدیک زندان است مملو از پلیس شود الله اعلم به هر حال اگر در زندان اتفاقی افتاده باشد چند روز بعد گندش در میاید یک موضوع دیگر هم هست و آن اینکه بعد از واقعه عاشورا در تهران (چون خیلی از یزدیها برای تظاهرات به تهران رفته بودند ) مامورین با عکسهایی که داشتند خیلیها را در یزد به اتهام شرکت در مراسم عاشورای تهران بازداشت کردند شاید حضور این عده در زندان باعث تحرکاتی در بین زندانیان شده باشد و یا اینکه خدای نکرده دیروز قصد اعدام کردن عده ای را داشته اند که به همین دلیل فضای اطراف زندان را امنیتی کرده بودند اگر کسی اطلاع دقیقتری دارد کوتاهی نکند وبه اطلاع همه برساند.
کلاس سوم دبستان بودم در راهی که از مدرسه به خانه و بالعکس میگذشتم هر روز سربازی را در خانه ای با اسلحه میدیدم ایستاده است نمیدانستم برای چه آنجا ایستاده است، تا اینکه یک روز با پدر از آنجا عبور میکردم از ایشان پرسیدم این مامور برای چه اینجا ایستاده است پدرم گفت آنجا زندان است وکسانی را که کارهای بد میکنند به اینجا میاورند تا اصلاح شوند آن موقع سال 1363 بود یعنی 25 سال قبل وحالا زندان این شهر(یزد) دیدن دارد خودش شهریست با برج و باروهای بلند و دری که 2 تا تریلی کنار هم از آن میتوانند عبور کنند این است آن پیشرفت حکومت اسلامی که هر روز تبلیغش را میکنند.
بدون شک برای هر رژیمی چه از نوع خوب آن وچه از نوع بد ، داشتن پایگاه مردمی به عنوان یک نقطه قوت به حساب میآید حال باید دید رژیمی مانند جمهوری اسلامی که به وعده های خود عمل نکرد ،جنایتهای بیشماری در حق مردم روا داشت (اعدامها،شکنجه ها،سنگسارها،ترورها یا همان قتل های زنجیره ای) چگونه توانست پایگاه مردمی خود را هر چند به صورت ظاهری و تا قبل از انتخابات ریاست جمهوری گذشته حفظ نماید ؟ برای فهمیدن این موضوع باید به اعتقادات دینی ومذهبی مردم ایران مراجعه کرد چرا که اجرای مراسم های گوناگون به مناسبتهای مختلف وفرستادن سخنرانان تربیت شده در زیر زمینهای حوزه علمیه قم که برخلاف گذشته که در آنجا فقط علوم دینی آموزش داده میشد در این سی سال چگونگی ارتباط دادن دین به آرمانهای رژیم واستفاده ابزاری از مذهب برای محکم کردن پایه های نظام، آموزش داده شده است یکی از مسائلی که در این سی سال به آن توجه بیشتری چه در بخش آموزش وچه در بخش تبلیغات شده امام زمان است که در راستای محکم کردن پایه های رژیم انجام شده که آخرین دستاورد آن این بوده که جدیدا (ظرف 3سال اخیر) توسط سخنرانان و مداحان کت وشلواری در که در نوع خود از خطرناکترین آدمهای رژیم به حساب میآیند در محافل مختلف اعلام شده که ما باید جامعه را آماده حضور امام زمان بکنیم تا ایشان به غیبتشان پایان بدهند و در ادامه میگویند که امام زمان در کنار ماست ما اورا میبینیم اما ایشان خود را به ما معرفی نمیکنندو... در پس هر بخش از سخنان این آقایان حرفهای نهفته بسیار است که اینجا مجال گفتن آن نیست اما به طور خلاصه میتوان اشاره ای به این برنامه ها کرد : وقتی میگویند* باید جامعه را آماده حضور امام زمان بکنیم * یعنی اینکه در کشور هر کار جدیدی خواستیم انجام میدهیم به بهانه اینکه ما باید کشور را آماده حضور امام بکنیم ،در بخش خارجی هم خصوصا کشورهای عربی باید به سمت فساد کشیده شوند تا شرایط حضور فراهم آید مثلا شنیده ها ی بنده که البته توسط هیچ منبع رسمی تائید نشده از این قرار است که دختران جوان به همراه کاروان حاجیان به مکه فرستاده میشوند که کارشان این است که جوانان عربستانی را شکار کرده به فساد اخلاقس بکشانند در این مورد به این دختران گفته شده که چون طرف مقابلتان وهابیست کار شما ثواب بسیار دارد وباعث میشود به ظهور امام زمان سرعت ببخشد . خوب کدام دختر جوان از این بدش میآید که هم حال کند وهر دمی در بغل یکی باشد نهایتا به جای گناه ثواب هم برایش محسوب شود عجب معامله باحالی ! بازگردم به اصل موضوع یعنی شناخت پایه های استحکام رژیم ،از ابتدای انقلاب سهم مردم در اداره کشور شرکت کردن در انتخاباتهای فرمایشی که با شرکت مردم تبدیل به حماسه میشدند شرکت کردن در راهپیمائیهای مختلف برای گفتن شعارهای مرگ بر این و مرگ بر آن، که اینها هم تبدیل حماسه ای تازه میشدند و چه زیاد داشتیم از این حماسه ها اما یک بار هم از خود یا از دولت نپرسیدیم این همه حماسه را مردم رقم زدند که بزرگترین ومهمترینشان جنگ هشت ساله با عراق بود، دولت چه دسته گلی بر سر مردم زد وکدام حماسه را آفرید؟ لابد اگر دولت در صدد جوابگویی باشد خواهد گفت در بخش خارجی سرمایه گذاریهای کلان کردیم که مهمترین آن حمایه مالی ولجستیکی از گروههای امام زمانی وغیر امام زمانی مثل حزب ا... لبنان ، حماس ، القاعده و... ودر بخش داخلی سرمایه گذاریهای کلان برای ایجاد اشتغال در بخش ساختن زندانهای رو زمینی وزیر زمینی که هر چه قدر تعداد این زندانها بیشتر و از نظر ظرفیت بزرگتر باشد مبرهن است که تعداد بیشتری از افراد سپاه وبسیج اشتغال پیدا میکنند و اینها همه را به کمک امام زمان ونایب نا حقش بدست آورده ایم (در همینجا یک پرانتز باز کنم خاطره ای از دوران کودکی که بی ارتباط به موضوع نیست عرض کنم : کلاس سوم دبستان بودم در راهی که از مدرسه به خانه و بالعکس میگذشتم هر روز سربازی را در خانه ای با اسلحه میدیدم ایستاده است نمیدانستم برای چه آنجا سرباز ایستاده تا اینکه یک روز با پدر از آنجا عبور میکردم از ایشان پرسیدم این مامور برای چه اینجا ایستاده است پدرم گفت آنجا زندان است وکسانی که کارهای بد میکنند به اینجا میاورند تا اصلاح شوند آن موقع سال 1363 بود یعنی 25 سال قبل وحالا زندان این شهر دیدن دارد خودش شهریست با برج و باروهای بلند و دری که 2تا تریلی کنار هم از آنمیتوانند عبور کنند این است آن پیشرفت حکومت اسلامی ) که اگر جناب خمینی حماسه ساز نمیشدند چه بسا این جنگ خیلی زودتر تمام میشد و خیلی از جوانانی که پرپر شدند امروز در کنار ما بودند اما این راه قدس که فقط و فقط از کربلا میگذشت کار دست ما داد !( واقعا من تو این موندم که خمینی با این همه ادعاش چطور در حالی که با یک کشور در حال جنگ بود به طور غیر مستقیم به کشور دیگه ای هم اعلام جنگ داد اعلام جنگی که باعث شد بیشتر کشورهای دنیا پشتیبان عراق بشن یکی از نتایج این حرفش مسلح شدن عراق به سلاح شیمیایی بودچرا که قبل از اون جرات نمیکرد از این سلاح استفاده کنه اما بعد از این جمله خمینی بهانه دستش


