- بازديد امروز: 0
- بازديد ديروز: 0
- بازديد هفته: 8
- بازديد ماه: 175
- بازديد كل: 3791
- تعداد کل صفحات: 1
- صفحه کنونی: 1
- پشتیبان: ایران گلدن
یک درخواست از کشورهایی که رسما حمایتشون رو از جنبش سبز ایران اعلام کردند یکی از مهمترین ا ابزارها برای رسیدن به پیروزی تبلیغات هست که رژیم به نحو خوبی ازش استفاده کرده وباید گفت که در این زمینه تا حد زیادی تونسته افکار عمومی داخل کشور رو(منظور اون دسته از مردم هستند که غیراز تلویزیون ایران رسانه دیگری رو در اختیارندارند و چاره ای ندارند که دروغهای بیشرمانه رژیم رو باور کنند) فلذا جنبش برای ادامه راه نیاز به یک رسانه داره حتی سبزهای ایران حاضر بودند در این زمینه حمایتهای مالی لازم رو انجام بدن اما از اونجا که فرستادن پول برای این مقاصد خطرات زیادی برای اشخاصی که این کارو میکنند داره ،این راه عملی نیست لذا کشورهایی که رسما از جنبش مرم ایران حمایت کردند دست به کار بشن و یک شبکه تلویزیونی که در ایران برروی همه ماهواره ها قابل دریافت باشه،( چون پارازیت فرستادن برروی چندین ماهواره عملا از عهده جمهوری اسلامی خارج هستش) راه اندازی کنند وهزینه های مالی این شبکه رو فعلا بر عهده بگیرند تا سرنگونی رژیم ایران که دور از ذهن نیست ، بعد از پیروزی مردم، دولت منتخبی که بر سر کار خواهد آمد کلیه این هزینه ها رو به اون کشورها باز خواهد گرداند اما در این شبکه برای هیچ گروه و طرز فکر خاصی نباید تبلیغ بشه فقط وفقط برنامه های این کانال تلویزیونی بر روی فعالیتها، زمان تجمعات، بیانیه ها وبرملا ساختن دروغهای رژیم باید متمرکز باشه.بنده این پیشنهاد رو چند روز قبل هم مطرح کردم اما ازاونجایی که مطلب خیلی طولانی بود خیلیها رغبت به خوندن نشون نداده بودند اما اون تعداد اندکی که مطلب رو خونده بودند همگی نظرشون مثبت بود برای همین تصمیم گرفتم به دلیل اهمیت موضوع یک بار دیگه این درخواست رو مطرح کنم از کسانیکه این مطلب رو میخونند خواهش میکنم چون داشتن یک کانال تلویزیونی برای جنبش سبز از نون شب هم واجب تره از دادن نظرات سازنده تون وگذاشتن این مطلب در شبکه های اجتماعی دیگر دریغ نکنید در این مورد باید اکثریت نظر بدن که آیا مطرح کردن چنین درخواستی از کشورهای حامی جنبش صحیح است یانه . موفق وپایدار باشید
به تعدادی جوان ورزیده مجهز به سیمچین جهت قطع کردن سیم بلند گوهای رژیم کودتا در راهپیمایی 22 بهمن نیازمندیم متقاضیان با در دست داشتن یک سیم چین کار درست(لطفا چینی نباشد) خود را به راهپیمایان جنبش سبز معرفی کنند نحوه استخدام به این شکل است که ابتدا هر نفر چند بلندگو را از کار بیاندازد سپس با مشاهده فعالیت شخص در مورد استخدامش تصمیم گیری خواهد شد پارتی بازی هم نداریم.موفق وپیروز باشید
زمزمه هایی شنیده میشود که رژیم در صدد است با استفاده از دور بینهای صدا وسیمای میلی وعده ای به اصطلاح بسیجی(اینکه میگویم به اصطلاح چون بسیجی حافظ جان و مال مردم است نه متجاوز به آن ) که در روز 22 بهمن دستشان برای کتک زدن مردم به دلیل حضور خبرنگاران خارجی بسته است گروههایی را با در دست داشتن پلاکاردهایی که متن آن به نفع رژیم است به میان سبزها بفرستد و در لحظاتی با استفاده از بیسیم این پلاکارها را بالا ببرند و دوربین از صحنه فیلمبرداری کند بنابراین باید مراقب تمام کسانی که وارد جمع سبزها میشوند بود که اگر پارچه نوشته یا پلاکاردی به همراه دارند قبل از اینکه موفق به بالا بردن آن شوند توسط مردم بررسی شود مطمئنن کسانی که با چنین قصدی وارد جمع سبزها میشوند یکی دو نفر نخواهند بود بلکه تعدادشان باید بالای 50 نفر باشد فلذا برای برخورد با چنین دسیسه ای سبزها هم باید پلاکاردها ونوشته هایشان آماده باشد به محض اینکه این افراد پلاکاردشان را بالا بردند سبزها هم فضای اطراف را با بالا بردن پوسترها و نوشته ها آنقدر پر کنند که عملا امکان هر گونه تصویر برداری به نفع رژیم وجود نداشته باشد . دوم اینکه در مکانهایی که خبرنگاران خارجی حضور دارند عده ای که همراه سبزها بوده اند ناگهان شروع کنند به شعار دادن علیه جنبش سبز واینگونه وانمود کنند که همه این افراد ضد جنبش سبز هستند اگر چنین مسئله ای پیش آمد به نظر من باید آنجا سکوت راشکست و شعارها را با صدای بلند ورسا طوریکه صدای آن عده اندک محو شود وعملا امکان هر گونه بهره برداری از حضور سبزها به نفع رژیم شکست بخورد. سوم اینکه رژیم با استفاده از هلیکوپتر فیلمبرداری خواهد کرد که اگر سبزها خود رابا نشانه هاییی مشخص نکنند رژیم از تصویرها به نفع خود بهره برداری خواهد برای برخورد با این مشکل چند راه خوب و کم خطر پیشنهاد میکنم خانمها و آقایان میتوانند تکه پارچه هایی با رنگ سبز روشن (دقت شود حتما سبز روشن تا از بالا تیره دیده نشود) به اندازه حد اقل هفتاد سانت در یک متر همراه با سنجاق قفلی با خود داشته باشند تا وقتی به مکان راهپیمایی رسیدند این پارچه ها را که همراه دارند با استفاده از سنجاق قفلی به هم متصل کنند که نتیجه آن یک نوار بسیار طولانی سبز رنگ خواهد شد در این صورت هیچ هلیکوپتری نمیتواند فیلمی به نفع رژیم از جمعیت شکار کند متصل کردن پارچه های سبز لازم نیست که حتما به صورت مستقیم باشد بلکه بهتر است مانند درخت تنومندی شاخه هایی هم داشته باشد این پارچه را به صورت باز روی سرمان بگیریم مانند تکه پارچه ای که روی زمین پهن باشد (ضمنا میتوانیم بر روی این پارچه ها شعارهایی هم بنویسیم بارنگ سفید شیری یا زرد تند که در رنگ سبز کاملا خوانده شود شعارها را سعی کنیم که خیلی تند نباشد چون برنامه یک راهپیمایی آرام است از شعارهایی مانند رایم را دزدیدند ، رای من کجاست،در قسمت آقایان: من یک سهراب هستم در قسمت خانمها : من یک ندا هستم و....استفاده کنیم) در این زمینه خامها کمک زیادی میتوانند بکنند به این صورت که خودشان از روسری سبز رنگ استفاده کنند و پارچه های سبزی را که گفتم در زیر چادر خود برای آوردن به راهپیمایی پنهان کنند یک کار دیگر هم میتوانند انجام دهند وآن اینکه چادرهایی تهیه کنند که دو رو داشته باشد یک روی آن مشکی و طرف داخل آن سبز باشد که وقتی به مکان راهپیمایی رسیدند آنرا پشت ورو کنند.در پایان به عرض تمام همسنگران عزیز میرسانم آنچه گفته شد بخشی از نگرانی این حقیر از بابت رژیم حیله گر به اصطلاح اسلامیست به هیچ وجه به خودم این اجازه را نمیدهم که به کسی دستور کاری را بدهم آنچه گفتم فقط نظرات وپیشنهادات حقیر بود و اگر شما هم پیشنهاداتی دارید که به نفع جنبش باشد بگویید که فردا دیر خواهد بود به امید پیروزی و سر افرازی ملت شریف ایران .
در22 بهمن به دلیل حضور خبرنگاران وفیلمبرداران خارجی مطمئن باشید کودتاچیان هیچ غلطی نمیتوانند بکنند بنابراین با خیال راحت وآسوده به خیابانها بیایید و در راهپیمایی ضد رژیم شرکت کنید مطمئن باشید با سلامتی کامل به منزل بازخواهید گشت اگر هم میترسید شناسایی شوید میتوانید صورتتان را بپوشانید این موضوع را به هر کسی که میشناسید بگویید چون مطمئنم در حضور بیشتر مردم تاثیر خواهد داشت به امید پیروزی حق بر باطل وعده ما راهپیمایی 22/11/88 .
دیروز 20 دی ماه بعد از ظهر خیابانهای اطراف زندان مملو از انواع و اقسام پلیسهایی بود که بعضی از آنها را با آن لباسهای خاصشان من تا حالا ند یده بودم در خود خیابانها هیچ خبری نبود که حضور پلیس را موجه جلوه دهد ، لذا تنها چیزی که به فکرم رسید احتمال شورش داخل زندان بود چون یک بار در سال 1376 هم درزندان یزد شورش شد و آنروز هم خیابانهای اطراف زندان مملو از پلیس شده بود در آنزمان که دقیقا لحظه تحویل سال 76 به77 این اتفاق افتاد زندانیها به خیال اینکه لحظه تحویل سال مامورین اکثرا به منازل خود میروند دست به شورش زدند که با تیر اندازی مستقیم رئیس زندان که شخصی بود به نام (علمدار) روبرو شدند در آن حادثه یک نفر که به دلیل یک صد هزار تومان جریمه در زندان بود وجرمش هم درگیری خانوادگی بود و هیچ ارتباطی با شورش هم نداشت چون چند روز بعد آزاد میشد کشته شد که اگر همت یکی از افسر نگهبانها به نام آقای کفاش نبود شاید بیش از 20 نفر کشته میشدند چون در زمان تیر اندازی مدیر کل زندانهای یزد به سمت زندانیان همین آقای کفاش با وی درگیر شد وبا دست به زیر اسلحه میزد ومیگفت افسر نگهبان من هستم و من آرامشان میکنم هر ضربه ای که توسط کفاش به زیر اسلحه میخورد باعث میشد تیرها به سقف و درو دیوار کلیدر برخورد کند به همین دلیل فقط یک نفر کشته وتعدادی زخمی حاصل شورش سال 76 بود. اما دیروز چه شده بود که چهارراه فضای سبز که نزدیک زندان است مملو از پلیس شود الله اعلم به هر حال اگر در زندان اتفاقی افتاده باشد چند روز بعد گندش در میاید یک موضوع دیگر هم هست و آن اینکه بعد از واقعه عاشورا در تهران (چون خیلی از یزدیها برای تظاهرات به تهران رفته بودند ) مامورین با عکسهایی که داشتند خیلیها را در یزد به اتهام شرکت در مراسم عاشورای تهران بازداشت کردند شاید حضور این عده در زندان باعث تحرکاتی در بین زندانیان شده باشد و یا اینکه خدای نکرده دیروز قصد اعدام کردن عده ای را داشته اند که به همین دلیل فضای اطراف زندان را امنیتی کرده بودند اگر کسی اطلاع دقیقتری دارد کوتاهی نکند وبه اطلاع همه برساند.
کلاس سوم دبستان بودم در راهی که از مدرسه به خانه و بالعکس میگذشتم هر روز سربازی را در خانه ای با اسلحه میدیدم ایستاده است نمیدانستم برای چه آنجا ایستاده است، تا اینکه یک روز با پدر از آنجا عبور میکردم از ایشان پرسیدم این مامور برای چه اینجا ایستاده است پدرم گفت آنجا زندان است وکسانی را که کارهای بد میکنند به اینجا میاورند تا اصلاح شوند آن موقع سال 1363 بود یعنی 25 سال قبل وحالا زندان این شهر(یزد) دیدن دارد خودش شهریست با برج و باروهای بلند و دری که 2 تا تریلی کنار هم از آن میتوانند عبور کنند این است آن پیشرفت حکومت اسلامی که هر روز تبلیغش را میکنند.
بدون شک برای هر رژیمی چه از نوع خوب آن وچه از نوع بد ، داشتن پایگاه مردمی به عنوان یک نقطه قوت به حساب میآید حال باید دید رژیمی مانند جمهوری اسلامی که به وعده های خود عمل نکرد ،جنایتهای بیشماری در حق مردم روا داشت (اعدامها،شکنجه ها،سنگسارها،ترورها یا همان قتل های زنجیره ای) چگونه توانست پایگاه مردمی خود را هر چند به صورت ظاهری و تا قبل از انتخابات ریاست جمهوری گذشته حفظ نماید ؟ برای فهمیدن این موضوع باید به اعتقادات دینی ومذهبی مردم ایران مراجعه کرد چرا که اجرای مراسم های گوناگون به مناسبتهای مختلف وفرستادن سخنرانان تربیت شده در زیر زمینهای حوزه علمیه قم که برخلاف گذشته که در آنجا فقط علوم دینی آموزش داده میشد در این سی سال چگونگی ارتباط دادن دین به آرمانهای رژیم واستفاده ابزاری از مذهب برای محکم کردن پایه های نظام، آموزش داده شده است یکی از مسائلی که در این سی سال به آن توجه بیشتری چه در بخش آموزش وچه در بخش تبلیغات شده امام زمان است که در راستای محکم کردن پایه های رژیم انجام شده که آخرین دستاورد آن این بوده که جدیدا (ظرف 3سال اخیر) توسط سخنرانان و مداحان کت وشلواری در که در نوع خود از خطرناکترین آدمهای رژیم به حساب میآیند در محافل مختلف اعلام شده که ما باید جامعه را آماده حضور امام زمان بکنیم تا ایشان به غیبتشان پایان بدهند و در ادامه میگویند که امام زمان در کنار ماست ما اورا میبینیم اما ایشان خود را به ما معرفی نمیکنندو... در پس هر بخش از سخنان این آقایان حرفهای نهفته بسیار است که اینجا مجال گفتن آن نیست اما به طور خلاصه میتوان اشاره ای به این برنامه ها کرد : وقتی میگویند* باید جامعه را آماده حضور امام زمان بکنیم * یعنی اینکه در کشور هر کار جدیدی خواستیم انجام میدهیم به بهانه اینکه ما باید کشور را آماده حضور امام بکنیم ،در بخش خارجی هم خصوصا کشورهای عربی باید به سمت فساد کشیده شوند تا شرایط حضور فراهم آید مثلا شنیده ها ی بنده که البته توسط هیچ منبع رسمی تائید نشده از این قرار است که دختران جوان به همراه کاروان حاجیان به مکه فرستاده میشوند که کارشان این است که جوانان عربستانی را شکار کرده به فساد اخلاقس بکشانند در این مورد به این دختران گفته شده که چون طرف مقابلتان وهابیست کار شما ثواب بسیار دارد وباعث میشود به ظهور امام زمان سرعت ببخشد . خوب کدام دختر جوان از این بدش میآید که هم حال کند وهر دمی در بغل یکی باشد نهایتا به جای گناه ثواب هم برایش محسوب شود عجب معامله باحالی ! بازگردم به اصل موضوع یعنی شناخت پایه های استحکام رژیم ،از ابتدای انقلاب سهم مردم در اداره کشور شرکت کردن در انتخاباتهای فرمایشی که با شرکت مردم تبدیل به حماسه میشدند شرکت کردن در راهپیمائیهای مختلف برای گفتن شعارهای مرگ بر این و مرگ بر آن، که اینها هم تبدیل حماسه ای تازه میشدند و چه زیاد داشتیم از این حماسه ها اما یک بار هم از خود یا از دولت نپرسیدیم این همه حماسه را مردم رقم زدند که بزرگترین ومهمترینشان جنگ هشت ساله با عراق بود، دولت چه دسته گلی بر سر مردم زد وکدام حماسه را آفرید؟ لابد اگر دولت در صدد جوابگویی باشد خواهد گفت در بخش خارجی سرمایه گذاریهای کلان کردیم که مهمترین آن حمایه مالی ولجستیکی از گروههای امام زمانی وغیر امام زمانی مثل حزب ا... لبنان ، حماس ، القاعده و... ودر بخش داخلی سرمایه گذاریهای کلان برای ایجاد اشتغال در بخش ساختن زندانهای رو زمینی وزیر زمینی که هر چه قدر تعداد این زندانها بیشتر و از نظر ظرفیت بزرگتر باشد مبرهن است که تعداد بیشتری از افراد سپاه وبسیج اشتغال پیدا میکنند و اینها همه را به کمک امام زمان ونایب نا حقش بدست آورده ایم (در همینجا یک پرانتز باز کنم خاطره ای از دوران کودکی که بی ارتباط به موضوع نیست عرض کنم : کلاس سوم دبستان بودم در راهی که از مدرسه به خانه و بالعکس میگذشتم هر روز سربازی را در خانه ای با اسلحه میدیدم ایستاده است نمیدانستم برای چه آنجا سرباز ایستاده تا اینکه یک روز با پدر از آنجا عبور میکردم از ایشان پرسیدم این مامور برای چه اینجا ایستاده است پدرم گفت آنجا زندان است وکسانی که کارهای بد میکنند به اینجا میاورند تا اصلاح شوند آن موقع سال 1363 بود یعنی 25 سال قبل وحالا زندان این شهر دیدن دارد خودش شهریست با برج و باروهای بلند و دری که 2تا تریلی کنار هم از آنمیتوانند عبور کنند این است آن پیشرفت حکومت اسلامی ) که اگر جناب خمینی حماسه ساز نمیشدند چه بسا این جنگ خیلی زودتر تمام میشد و خیلی از جوانانی که پرپر شدند امروز در کنار ما بودند اما این راه قدس که فقط و فقط از کربلا میگذشت کار دست ما داد !( واقعا من تو این موندم که خمینی با این همه ادعاش چطور در حالی که با یک کشور در حال جنگ بود به طور غیر مستقیم به کشور دیگه ای هم اعلام جنگ داد اعلام جنگی که باعث شد بیشتر کشورهای دنیا پشتیبان عراق بشن یکی از نتایج این حرفش مسلح شدن عراق به سلاح شیمیایی بودچرا که قبل از اون جرات نمیکرد از این سلاح استفاده کنه اما بعد از این جمله خمینی بهانه دستش


